سلامت‌رواني عبارت است از سازش با خود و محيط، سازگاري داشتن به صورت موفقيت¬آميز و نداشتن بيماري رواني. فرد سالم، داراي سلامت فكر است و قدرت و توانايي كافي براي تحرك، لذت، ‌پيشرفت و تكامل در حد فردي و گروهي را دارد. به عبارت ديگر، سلامت‌رواني مجموعة فعل و انفعال¬ها، اقدامات و فعاليت¬ها و كارهايي است كه ما را به سمت تأمين سلامت فردي و اجتماعي از نظر رواني هدايت مي¬كند و از آنجا كه ابعاد رواني جدا از ابعاد جسمي‌‌ و اجتماعي نيست، طبعاً اهداف و فعاليت¬هاي بهداشت رواني اغلب متوجه فعاليت¬هاي بهداشت عمومي‌‌ و بهداشت جسمي‌‌ است.
بررسي‌ها نشان دادند شخصيت افراد مي‌‌ تواند مهم ترين عامل تأثير گذار در سازگاری وسلامتي آنان به شمار آيد(مك كری و كوستا ،1986، هايز و جوزف ،2003)امروزه، بسياری از پژوهشگران براين عقيده اند كه مدل پنج عاملي شخصيت، مي‌‌ تواند دانش ما را درباره‌ی شخصيت وسلامتي افزايش دهد. چنان كه مي‌‌ توان هريك از پنج عامل اصلي، روان نژندگرايي(N)، برونگرايي(E)، انعطاف پذيری (O)، دلپذير بودن(A)، و با وجدان بودن(C)، را به عنوان مجموعه ای از صفات سازش يافته ای دانست كه مي‌‌ توانند هم به فرد و هم به گروه جهت رسيدن به نيازهای اساسي شان كمك نمايند(كروتكوف و هانا ،2004)در چند بررسي معلوم گرديد كه برون گرايي به صورت مثبت با سلامت‌رواني، و هيجاني فرد ارتباط دارد، در حالي كه، روان رنجور خويي ارتباط منفي با سلامت‌رواني افراد دارد(كوستا و مك كری،1984، واستون و كلارك، مك اينتاير و هاميكر ،1992، نقل از شولتز،1991).مك كری و كوستا(هايز و جوزف،2003) عنوان مي‌‌ كنند كه بعد انعطاف پذيری شخصيت باعث مي‌‌ شود كه شخص، هم حالات عاطفي مثبت و هم حالات عاطفي منفي را بيشتر تجربه نمايد، بنابراين، هيچ ارتباط مستقيمي‌‌ بين اين بعد وسلامتي وجود ندارد. بررسي‌های طولي درباره افراد نشان مي‌‌ دهد افرادی كه در ابعاد دلپذير بودن و با وجدان بودن نمرات بالايي داشتند از اشخاصي كه در اين ابعاد نمرات پايين داشتند سلامت‌رواني بيشتری را نشان دادند(مك كری و كوستا،1991، نقل از شولتز،1991).
كمال گرايي، يكي از متغيرهايي است كه در چند دهه گذشته به عنوان يك سازه چند بعدی مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهشگران مختلف در تعاريف گوناگوني كه از کمال‌گرایی ارائه داده اند، به جنبه‌های منفي وناسازگارانه‌ی آن بيشتر از جنبه‌های مثبت و سالم، اهميت داده، و روی هم رفته، کمال‌گرایی را به عنوان يك ويژگي منفي، روان رنجور و ناسازگارانه قلمداد كرده اند(بلات ،1995). در سال‌های اخير بسياری از پژوهشگران، رويكردی چند بعدی برای مطالعه کمال‌گرایی در پيش گرفته اند. از جمله مي‌‌ توان به هويت و فلت(1991)اشاره كرد كه سه بعد را برای کمال‌گرایی قائل شده اند. اين ابعاد عبارتند از: کمال‌گرایی خود مدار (وضع معيارهای بالا و غيرواقع گرايانه برای خود)، کمال‌گرایی ديگر مدار (داشتن انتظارات بالا و غيرواقع بينانه در باره‌ی ديگران) وکمال‌گرایی جامعه مدار(باور فرد مبني بر اين كه ديگران از فرد، انتظار كامل بودن دارند و او بايد انتظارات آنان رابرآورده سازد). در زمينه‌ی ارتباط کمال‌گرایی و سلامتي، شواهد زيادی وجود دارد مبني بر اين كه اين سازه با جنبه‌های مختلف ناسازگاری و انواع آسيب‌های روانشناختي مانند اضطراب، افسردگي، بي اشتهايي عصبي، علائم وسواس وباورهای غيرمنطقي ارتباط دارد(پارکر و استامف ،2000).
افراد شاغل در صورتي که بتوانند با توجه به ويژگيهاي شخصيتي خويش شغلي را انتخاب کنند، مي‌‌ توانند با حسن سلوک و بردباري و بدون تحمل فشار رواني زياد به کار بپردازند و مثمرثمرباشند. نيروي انساني در صورتي مي‌‌ تواند کار مفيد و مؤثرداشته باشد که داراي انگيزه مناسب، روحيه مناسب و رضايت و تعهد بالايي باشد. رضايت شغلي و تعهد شغلي جايگاه ويژه اي را در مطالعات مديريت منابع انساني و رفتار سازماني دارا مي‌‌ باشد. زيرا اين ساختار مي‌‌‌تواند در جهت پيش بيني رفتارهاي سازماني در آينده نظير ترک شغلي، تأخير، کم کاري، غيبت و. مؤثرباشد و در نهايت بر بهره وري نيروي انساني تأثير به سزايي داشته باشد. با توجه به اينکه اولين و مهمترين جزء سيستم سازمان، افراد انساني با شخصيت‌های مختلف خود مي‌‌ باشند لذا انگيزه ها، تواناييها، تمايلات، عقايد و افکار که در واقع از اجزاء مهم تشکيل دهنده ي شخصيت انسان مي‌‌ باشد حدود انتظارات و توقعات افراد را نسبت به يکديگر و همچنين نسبت به سازمان تعيين مي‌‌ کنند.
1-2- بیان مساله
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت عمومی‌عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد که بین این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود دارد. بنابراین، سلامت روان به عنوان یکی از ملاک¬های تعیین¬کننده سلامت عمومی‌افراد درنظرگرفته می¬شود؛ که مفهوم آن عبارت است از احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکا به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی¬های بالقوه فکری، هیجانی و… (سازمان بهداشت جهانی، 2001). سلامت روانی به طور کلی برای اطلاق به کسی به کار می‌رود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و هیجانی قرار دارد، نه صرفاً کسی که بیمار روانی نیست(آرتور اس.ربر ،۲۰۰۵).
علت این همه توجه به سلامت روان این است که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی لازمه رشد و شکوفایی انسان¬ها می¬باشد. بدین منظور ایجاد و حفظ سلامت فکر و اندیشه، توانایی مقابله با مشکلات روزمره زندگی، توانایی ایجاد روابط سالم و صمیمانه با همنوعان و داشتن زندگی هدف¬دار و پرثمر از اهمیت زیادی برخوردار است، به¬خصوص در جامعه رو به رشد کنونی که جوانان بیش از گذشته در برابر شرایط و متغیرهای نامساعد و فشارآور زندگی قرار گرفته¬اند (کوشان، واقعی،1382).
یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، سلامت روانی آن جامعه است. سلامت روانی نقش مهمی‌در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می¬کند. هر کس در اصل به یکی از دو طریق با جهان ارتباط برقرار می‌کند.این دو طریق شامل برونگرایی و درون گرایی می‌باشد. هر چند که فرد از یکی از این جهات استفاده می‌برد ولی جهت دیگر نیز برای او باقی می‌ماند.در حالت درون گرایی جهت گیری اصلی فرد به درون خویش است وشخص زیر نظر عوامل درونی و ذهنی خویش است. در حالت بیرونی جهت گیری فرد به سمت بیرون است و بیشتر به جهان خارج گرایش دارد.این شخص از نظر اجتماعی درگیر و فعال است(پروین و جان ،2002) شخصیت انسانهارا می‌تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته‌های مختلف تـقسیم بندی كرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است. هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت كاملا طبیـعـی و نـرمـال می‌بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی.از دیدگاه یونگ (۱۹۱۳) پدیده‌های برونگرایی و درونگرایی دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهند. برونگرایی: هنگامی‌که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی‌نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود(سیاسی،۱۳9۱). افراد درون‌گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خودداری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند(فورسمان ، 2012).از سوی دیگر افراد برون‌گرا دارای سرعت فعالیت مغزی پایین‌تر از حد طبیعی هستند و از این رو این افراد برای اداره امور زندگی خویش به قوای محرکه بالاتر از حد طبیعی نیاز دارند. افراد برون‌گرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالیتری هستند (سیاسی،1391). ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون‌گرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط افراد خود تأثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی‌بیشتر ظاهر می‌شوند.
کمال‌گرایی يكي از ويژگي‌هاي شخصيتي مي‌باشد كه مي‌تواند هم سازنده، مفيد و مثبت باشد و هم نوروتيك و كژ كنش (بیطرف،1390). نيروي انگيزشي هر فرد به سوي رشد و خود شكوفايي است. همه افراد نياز دارند كه توانايي‌هاي بالقوه خود را تا بالاترين اندازه ممكن شكوفا كنند و به رشدي فراتر از رشد كنوني خود دست يابند. گرايش طبيعي افراد حركت از مسير تحقق توانايي‌هاي بالقوه خودش است، هرچند ممكن است در اين راه با برخي موانع محيطي و اجتماعي رو به رو شوند. البته رسيدن به كمال و شكوفا ساختن استعدادها و توانايي‌هاي نهفته و بالقوه فرد به خودي خود بسيار ارزشمند است و در اين وادي كمال‌گرايي امري مثبت و پسنديده است ولي آن‌چه كه به آن اشاره شده است جنبه افراطي يا منفي كمال‌گرايي است (بیطرف،1390).
با توجه به توضیحات گفته شده در این پژوهش به دنبال یافتن جواب این سوال هستیم آیا بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی و برون گرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد؟
1-3- ضرورت‌هاي انجام پژوهش
از گرایشهاي طبیعی انسان، حرکت در مسیر تحقق توانائیهاي بالقوه خویش و شکوفا ساختن آنها تا بالاترین حد ممکن می‌باشد. این امر به خودي خود ارزشمند بوده و کمال‌گرایی در این مفهوم امري مثبت و پسندیده است. کمال گرایی، از جمله متغیرهایی است که در چند دهه گذشته به عنوان یک سازه چند بعدي مورد مطالعه قرار گرفته است. گزینش اهداف غیر قابل دسترس و نامتناسب با قابلیتهاي فردي موجب می‌شود که کمال‌گرایی وجه منفی پیدا کرده و آثار زیانباري را براي فرد در پی داشته باشد از این رو به نظر بسیاري کمال‌گرایی با انواع اختلالات نوروتیک و رفتارهاي ناسازگار رابطه دارد(پارك،2004، استامف و پارکر،2000).در سالهاي اخیر بسیاري از محققان، رویکردي چند بعدي را در مطالعه کمال‌گرایی هدف پژوهشهاي خود قرار داده اند (فراست ،1990). بنابراین، عوامل متعددي می‌توانند شکل گیری کمال‌گرایی نقش داشته باشند. این عوامل شامل متغیرهاي کلان مانند وضعیت اقتصادي – اجتماعی، سطح درآمد، تحصیلات، مذهب، سن، و یا متغیرهاي روان شناختی مانند: ابعاد شخصیت، سلامت روان و کمال‌گرایی می‌باشند. پژوهش‌های متنوعی پیرامون ابعاد سلامت روان در کارکنان صورت گرفته از جمله می‌توان به پژوهش مردانی حموله(1391) اشاره کرد که در پژوهش خود نشان داد که /81% کارکنان پرستاری از سلامت روان برخوردار بودند و 9/18% آنان در مواجهه با اختلالات روان از جمله 3/7% شکايات جسمانی، 8/5% افکار پارانوييدی و5% اضطراب بوده اند. صاحبی و همکاران (1385) نیز در پژوهشی نشان دادند جسماني72/6، اضطراب67/6، عملکرد اجتماعی 48/6، افسردگی 28/3 و سلامت رواني2/23 بود؛ همچنين سلامت روانی به طور معنی‌داری با الگوی خواب غير طبيعی، عدم فعاليت بدنی و عدم رضايت شغلی در ارتباط بود و مشخص شد که احتمال ابتلای کارکنان مؤنث بيشتر است. حاجلو و همکاران(1390) نشان داد، فرسودگي شغلي رابطه ي منفي اي با ابعاد انتظار پدر و مادر، معيارهاي شخصي و سازماندهي داردنتايج تحليل رگرسيون هم نشان داد كه تنها، بعد سازماندهي، توانايي پيش بيني متغير فرسودگي شغلي را دارد بررسي متغيرهاي جانبي چون سن نشان داد كه سن به عنوان متغير پيش بيني كننده در ارتباط با متغير ملاك کمال‌گرایی در دو گروه جوان‌تر معني دار بوده است.در یک جمع بندی کلی می‌توان نتیجه گرفت با تقويت ابعاد مثبت كمال‌گرايي چون سازماندهي و معيارهاي شخصي مي‌‌ توان فرسودگي شغلي را كاهش داد. همچنين، افراد در اوايل تا اواسط سال‌های كاريشان كمال‌گراتر هستند. از اين رو شايد بهتر باشد كه كمال‌‌گرايي اين گروه سني جوان‌تر را به سمت درست و ابعاد مثبت آن هدايت كرد. هدف این پژوهش بررسی رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی و برون گرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان گروه صنعتی ایران رادیاتوراست.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور
1-4-2- اهداف جزیی
تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور
تعیین رابطه سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور
تعیین نقش پیش بینی کننده گی کمال‌گرایی با توجه به ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) و سلامت روان
1-5- فرضيه‌های پژوهش
فرضیه اصلی
بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.
فرضیه‌های فرعی
بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) با کمال‌گرایی درکارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.
بین سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.
ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان می‌تواند واریانس کمال‌گرایی را پیش بینی کند.
1-6- متغیرهای پژوهش
متغیر پیش بین: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان
متغیر ملاک: کمال‌گرایی
متغیر مزاحم:سبک فرزند پروری فرد- سبک تفکر- باورهای روانشناختی- باورهای مذهبی
شرایط کنترل متغیرهای مزاحم:
1)نمونه‌ها به صورت تصادفی انتخاب شدند.
2)از کارکنان یک شرکت انتخاب شدند.
3)جنسیت فقط مرد گرفته شد.
1-7- تعريف واژه‏ها به صورت مفهومی ‌و عملیاتی:
1-7-1- تعریف مفهومی
سلامت روانی:سلامت روانی وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می‌شود كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می‌شود (چاهن،1991).
شخصیت:آلپورت در سال 1961 شخصيت را اين‏گونه تعريف كرده است: شخصيت عبارت است از: سازمانى پويا در درون فرد و متشكل از نظام‏هاى روانى ـ جسمانى كه خصوصيات رفتار و تفكر فرد را مشخص مى‏كند.
کمال گرایی:کمال‌گرایی را در اصل به عنوان تمايل پايدار فرد به وضع معيارهاي كامل و دست نيافتني و تلاش براي تحقق آنها (برنز 1980) كه با خود ارزشيابيهاي انتقادي از عملكرد شخصي همراه است (فروست، و همكاران،1990 به نقل از بشارت،1388) تعريف كرده اند.
1-7-2- تعریف عملیاتی
کمال گرایی: در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی‌ها در آزمون مقیاس کمال‌گرایی هیل و همکاران (2004) کسب می‌نمایند. این پرسشنامه دارای58 سوال و 6 زیرمقیاس و نمره کل می‌باشد.
ابعاد شخصیت: نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه آیزنک فرم کوتاه بدست می‌آورد.
سلامت روان: نمره ای است که آزمودنی از سلامت روان 28سوالی بدست می‌آورد.در پژوهش‌های انجام شده در ایران بهترین نقطه برش در مردان و زنان به ترتیب 21-22 می‌باشد(آزمون یار پویا).

پیشگفتار
فصل دوم به بررسي مباحث نظري و پيشينه تحقيق مي‌‌ پردازد.بررسي پيشينه تحقيق معمولا نقدي ازدانش موجود درباره موضوع پژوهش است.از آنجا كه صاحبنظران معتقدند كه اساس يك تحقيق علمي‌‌ بر بنياد فراهم سازي هرگونه آگاهي در حوزه موضوع تحقيق استوار است، مي‌‌ توان فصل مذكور رانشانه اي از چگونگي مهارت واحاطه دانش محقق از موضوع مورد مطالعه دانست.بررسي پيشينه تحقيق اگر بدرستي صورت گيرد به بيان مسئله كمك مي‌‌ كند و يافته‌های تحقيق را به پژوهشهاي قبلي متصل مي‌‌ سازد(سرمد و همكاران،1385).
يكي از مهمترين راههاي شناسايي مشكل، مطالعه مطالب (يا مقالات) منتشر شده درباره مشكل مورد نظرمي‌‌ باشد پس اولين وظيفه ما شناسايي مطالب مرتبط با مشكل مورد نظر مي‌‌ باشد (فراهاني و مقدم،1388).
2-1- تعریف شخصیت
کلمه شخصیت به نقاب یا ماسکی گفته می‌شودکه بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت می‌زدند. به مرور معناي آن گسترده‌تر شد و نقشی را که بازیگر ایفا می‌کرد را نیز در بر گرفت.بنابراین این مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویري صوري و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازي می‌کند، ترسیم می‌شود. یعنی فرد در واقع به اجتماع خود، شخصیتی ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می‌نماید(شاملو،1390) هر انسانی آمیزه اي از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردي را در خود دارد و مجموعاً کلیت منحصر به فردي را تشکیل می‌دهد که مورد توجه توامان نظر روان شناسی شخصیت است. کلیت مفهوم، و به همین لحاظ پیچیدگی آن موجب شده است که واژه شخصیت به شیوه‌های مختلفی تعریف شود.
آلپورت در این باره به گردآوري و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. برخی به جنبه‌های بیو شیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس العمل‌های رفتاري و رفتارهاي مشهود، برخی به فرایندهاي ناهشیار رفتار آدمی‌و برخی به ارتباط‌های متقابل افراد با یکدیگر و نقش هایی که در جامعه بازي می‌کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده اند. بنابراین دامنه تعاریف از فرایندهاي درونی ارگانیسم تا رفتارهاي مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است. اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل: قواعد مربوط به کنش‌های منحصر به فرد افراد و قواعد مشترك بین آنها، جنبه‌های پایدار و تغییر ناپذیر کنش انسان و