آن‌ها. فرد كمال‌گرا مي‌خواهد ديگران را به گونه‌ي مبالغه‌آميزي با معيارهاي غيرواقعي «كامل» ببيند.
كمال‌گرايي القاء شده اجتماعي : اين بعد از ابعاد ميان فردي ديگران ساخته شده است. عقيده‌اي است كه ديگران انتظارات اغراق‌آميز و غيرواقعي را بر شخص اعمال مي‌كنند كه هر چند بر‌آوردن آن‌ها دشوار است ولي شخص بايد به اين استانداردها دست يابد تا مورد پذيرش ديگران قرار گيرد (فراست و همكاران، 1990؛ هويت و فلت، 2002). چون اين معيارهاي افراطي از طرف ديگران به عنوان معيارهاي تحميل شده‌ي بيروني تجربه مي‌شوند، اين احساس در فرد به وجود مي‌آيد كه كنترل نشدني هستند و به احساس شكست، اضطراب، خشم، درماندگي و نااميدي مي‌انجامند و به تفكرات خودكشي و افسردگي مربوط مي‌شوند (بلت، 1995). افراد با سطوح بالاي كمال‌گرايي القاء شده اجتماعي در برخورد با معيارهاي ديگران نگران مي‌شوند. آن‌ها از ارزيابي منفي ديگران مي‌ترسند و از عدم تأييد ديگران مي‌پرهيزند و اهميت بيشتري به دست‌يابي به توجه ديگران نشان مي‌دهند. (هويت و فلت، 2002).
2-3-5- ويژگي‌های افراد كمال‌گرا
مهم‌ترين ويژگي‌هاي كمال‌گرايي داشتن اهداف بلندپروازانه، جاه‌طلبانه، مبهم و دست ‌نيافتني و تلاش افراطي براي رسيدن به اين اهداف است. هم‌چنين اعتقاد بر اين است كه مشكلات سازگاري افراد كمال‌گرا ناشي از وجود ويژگي‌هاي زير است:
– داشتن معيارهاي غيرواقع‌گرايانه و تلاش افراطي براي بدست آوردن اين معيارها
– توجه انتخابي و تعميم افراطي شكست‌ها
– ارزيابي سخت‌گيرانه از خود و گرايش به انديشه همه يا هيچ (استوبر و همکاران ،2011).
كمال‌گرايان دوست دارند همه چيز سر جاي خودش باشد و در زمان خودش انجام شود. براي آن‌ها نظم و روندكاري، حتي درباره‌ي كارهاي جزئي اهميت زيادي دارد. اشتباهات قابل تحمل نيستند. آن‌ها يك نامه‌ي غيررسمي‌‌ دست‌نويس را حتي اگر خودكارشان لغزيده باشد يا املاي كلمه‌اي نادرست نوشته شده باشد دوباره مي‌نويسند. اين چنين زندگي كردن اگرچه سخت و پر تشويش است ولي تا زماني كه كارها ثابت و پيش‌بيني شدني باشند، اوضاع پيش مي‌رود. اين افراد معمولاً سخت‌كوش، پركار و قابل اعتماد هستند ولي آمادگي رويارويي با تغييرات ناگهاني و موقعيت‌هاي دور از انتظار را به هيچ روي ندارند. مشكلات آن‌ها در سازگاري با تغييرات و گرايش نداشتن آن‌ها به ترك روند عادي كارها سبب مي‌شود هنگامي‌‌ كه جريان عادي كارها مختل شود، شديداً دچار استرس شوند. توجه بيش از اندازه آن‌ها به جزئيات، به اين معني است كه آن‌ها پيوسته در حال به وجود آوردن استرس براي خود هستند، در حاليكه با اولويت‌بندي بهتر و يك برخورد ساده‌تر با كارهايي كه اهميت كمتري دارند مي‌توانند به راحتي از اين همه اتلاف وقت جلوگيري كنند. با مرور در ادبيات پژوهش مي‌توان فهرستي از ويژگي‌هاي افراد كمال‌گرا را به اين ترتيب ارائه نمود:
داشتن اهداف بلندپروازانه، جاه‌طلبانه، مبهم، دست‌نيافتني و تلاش افراطي براي بدست آوردن اين اهداف
گرايش به انديشه همه يا هيچ
ارزيابي سخت‌گيرانه از خود و ديگران
نياز شديد به موفقيت
پرهيز از انتقاد ديگران و دوري جستن از آشكار شدن عيب‌ها و نقص‌ها
فراگير نمودن معيارهاي شخصي غير واقعي در سراسر حوزه‌هاي رفتاري
چشم‌داشت‌هاي زياد از خود و ديگران
احساس ستيزه و خواري نسبت به خود و ديگران به دليل برآورده نشدن انتظارات و توقعات فراگير نمودن افراطي شكست‌ها
چشم داشت احترام از ديگران در همه حال، به دليل منصف، درستكار و وظيفه‌شناس دانستن خود
ناتوان بودن از درخواست كمك از ديگران حتي نزديك‌ترين دوستان
وانمود كردن به استقلال فكري و عاطفي
اشتباه را گناه نابخشودني پنداشتن و مضطربانه انتظار عواقب شوم آن را كشيدن (شولتز،1991).

2-4- تحقیقات انجام شده خارجی و داخلی
2-4-1- تحقیقات داخلی
-سامری(1393) تحقیقی با عنوان رابطه ي تيپ شخصيتي درونگرا و برونگرا و کمال‌گرایی با پيشرفت تحصيلي دانشجويان علوم تربيتي دانشگاه آزاد اسلامي‌‌ واحد اروميه سال تحصيلي 93-1392 انجام داد. از جمله متغيرهاي تاثيرگذار در پيشرفت تحصيلي كه در اين پژوهش به آن توجه شده، کمال‌گرایی است. کمال‌گرایی يكي از ويژگي‌های شخصيتي است و نقش مهمي‌‌ در علت شناسي، استمرار دوره باليني آسيب شناسي‌های رواني بازي مي‌‌ كند. در اين پژوهش سعي شده است رابطه ي تيپ شخصيتي درونگرا و برونگرا و کمال‌گرایی با پيشرفت تحصيلي دانشجويان بررسي شود. جامعه آماري اين پژوهش شامل دانشجويان رشته ي علوم تربيتي گرايش برنامه ريزي درسي دانشگاه آزاد اسلامي‌‌ واحد اروميه كه3000 نفر است، مي‌‌ باشد. بر اساس جدول مورگان حجم نمونه 341 نفر مي‌‌ باشد. روش نمونه گيري اين پژوهش تصادفي طبقه اي است. ابزار گردآوري داده‌ها پرسشنامه مي‌‌ باشد. اين پژوهش داراي سه متغير است كه براي اندازه گيري متغير تيپ شخصيتي درونگرا (A) و برونگرا (B) از پرسشنامه ي 16 عاملي آيزنگ، و کمال‌گرایی كوپر اسميت و همچنين جهت بررسي پيشرفت تحصيلي از معدل تحصيلي ترم قبل دانشجويان استفاده شد. در تحقيق حاضر بين تيپ شخصيتي، کمال‌گرایی با پيشرفت تحصيلي در دانشجويان ارتباط مثبت وجود دارد.
-علي نيادون،(1393)، دراين پژوهش رابطه کمال‌گرایی باسلامت‌رواني دريك نمونه دانشجويي مورد بررسي قرارگرفت هدف اصلي پژوهش حاضرتبيين شاخصهاي سلامت‌رواني برحسب کمال‌گرایی بود يكصد دانشجو عمران ساختمان و رشته مكانيك خودرو به صورت تصادفي دراين پژوهش شركت كردند و ازآزمودني‌ها خواسته شد مقياس کمال‌گرایی و مقياس سلامت‌رواني را تكميل كنند براي تحليل داده‌های پژوهش ازشاخصها و روش‌های آماري شامل فراواني درصد ميانگين انحراف معيار آزمون تحليل واريانس چندمتغيره ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون استفاده شد نتايج پژوهش نشان داد كه بين کمال‌گرایی و علائم بيماري جسماني دانشجويان هيچ نوع رابطه معنادارآماري وجود ندارد باتوجه به فرضيه دوم بين کمال‌گرایی و اضطراب و بي خوابي دانشجويان رابطه معناداراماري وجود دارد سومين فرضيه رابطه بين کمال‌گرایی و ناكاركردي اجتماعي دانشجويان بود كه اين فرضيه هم تاييد شده است فرضيه چهارم هم اين بود كه بين کمال‌گرایی و علائم افسردگي دانشجويان رابطه معنادار اماري وجود دارد همينطور كه فرضيه اصلي مطرح شد و اين كه بين کمال‌گرایی و سلامت‌رواني رابطه معني دار وجود دارد كه تاييد شده است.
– خياطان (1391)، اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط بين آسيب‌های رواني- سازماني با فشار شغلي، رضايت شغلي و سلامت روان با توجه به نقش واسطه اي کمال گرايي شغلي اجرا شد. روش پژوهش همبستگي و جامعه آماري پژوهش معلمان مقطع راهنمايي شهر اصفهان به تعداد 2400 نفر در سال 90- 1389 بودند که از ميان آنها 331 نفر (183 زن و 148 مرد) به روش نمونه گيري چندمرحله اي انتخاب و به پرسشنامه‌های آسيب‌های رواني سازماني (کامکار و همکاران، 1385)، مقياس چندبعدي کمال گرايي شغلي (هويت و فلت، 1989)، پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ و ويليامز، 1988)، شاخص توصيفي شغلي (JDI، اسميت و همکاران، 1969) و پرسشنامه فشار شغلي (اسيپو، 1987) پاسخ گفتند. تحليل داده‌ها براي تحليل همبستگي و مطالعات ساختاري تحليل مسير با نرم افزار انجام شد. نتايج نشان داد، آسيب‌های رواني سازماني به طور مستقيم با محدوده نقش، رضايت شغلي، سلامت روان و مسووليت نقش، و محدوده نقش به طور مستقيم با کمال گرايي مبتني بر خود و رضايت شغلي رابطه دارد. همچنين بين کمال گرايي مبتني بر خود با مسووليت نقش، بين مسووليت نقش با سلامت روان و بين سلامت روان با رضايت شغلي نيز رابطه مستقيم وجود داشت. شاخص‌های برازش الگوي نهايي پژوهش حاکي از وضعيت مطلوب الگو بود.
-در پژوهشی که توسط حسینی (1390) انجام شد به این نتیجه رسید که سبك فرزند پروري والدين مي‌‌ تواند بر نوع کمال‌گرایی فرزندان تاثير بگذارد به طوري كه فرزنداني كه از والديني با سبك فرزند پروري مقتدر برخوردارند داراي کمال‌گرایی مثبت مي‌‌ باشد يعني اينكه اين افراد اهدافي واقع بينانه و در سطح توانايي خود برمي‌‌ گزينندو در عوض فرزنداني كه دارای والدي با سبك فرزند پروري مستبد مي‌‌ باشند جزو افرادي با کمال‌گرایی منفي طبقه بندي مي‌‌ شوند و كساني هستند كه اهداف بسيار فراتر از سطح تواني خود انتخاب مي‌‌ كنند. اين در حالي است كه سبك فرزند پروري سهل انگار هيچ ارتباطي با کمال‌گرایی مثبت و منفي نداشت و آن را پيش بيني نكرد.
-سعادت رسولی و همکاران (1390)رابطه¬ی بین پنج عامل شخصیتی و کمال‌گرایی (مثبت و منفی) را با تصویر بدن تعیین نمودند. 373 دانشجوی دختر دانشگاه الزهرا در این مطالعه شرکت نمودند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه¬ی پنج عامل نئو، نسخه¬ی فارسی مقیاس کمال‌گرایی مثبت و منفی و پرسشنامه¬ی نگرانی از تصویر بدن استفاده کردند. جهت بررسی پایایی مقیاس¬ها، ضریب آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل اطلاعات شامل مقادیر میانگین، انحراف معیار، ضرایب همبستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیون بود. نتایج حاصل نمایانگر همبستگی مثبت و معناداری بین روان رنجورخویی، مقبولیت، و آزادی با تصویر بدن و نیز ارتباط منفی معناداری بین وجدان و برون گرایی بود. همچنین کمال‌گرایی (مثبت و منفی) یک پیش بینی کننده¬ی مهم تصویر بدن می¬باشد.
-مفسری(1389) این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین ویژگی‌های شخصیتی و کمال‌گرایی با افسردگی و اضطراب دانشجویان انجام گرفت.از 371 دانشجوی مقطع کارشناسی، خواسته شد تا پرسشنامه شخصیتی نئو، مقیاس چند بعدی کمال‌گرایی و افسردگی و اضطراب را تکمیل کنند. برای تحلیل داده‌ها‌ی پژوهش از شاخص هاو روشهای آماری شامل میانگین، انحراف معیار، t-test، ضرایب همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد.نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که میان عامل نورزگرایی و عامل درونگرایی با اضطراب و افسردگی رابطه مثبتی وجود دارد. به عبارت دیگر با افزایش نورزگرایی و درونگرایی اضطراب و افسردگی نیز افزایش می‌یافت. همچنین بین کمال‌گرایی با اضطراب وافسردگی نیز رابطه مثبت ومعنی داری وجود داشت. از سوی دیگر این تحقیق آشکار ساخت که بین افراد افسرده و نرمال در عامل نورزگرایی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی تست نشان داد تفاوت معنی داری بین افراد مضطرب و نرمال و نیز بین افراد افسرده و نرمال وجود دارد. یافته دیگر پژوهش حاضر حاکی از آن بود که بین عامل انعطاف پذیری و عامل دلپذیری با افسردگی رابطه معکوس معنی داری وجود دارد. یعنی با افزایش انعطاف پذیری و دلپذیری فرد افسردگی وی کاهش می‌یابد. بین دلپذیری و اضطراب نیز رابطه معنی‌دار آماری به دست نیامد. همچنین مشخص شد که بین عامل با وجدان بودن با افسردگی و اضطراب رابطه مستقیم معنی داری وجود دارد. یعنی با افزایش با وجدان بودن فرد، افسردگی و اضطراب نیز افزایش می‏یابد. نتایج آزمون رگرسیون چند متغیری(روش گام به گام) آشکار ساخت که شش متغیر پیش بین شامل عامل نوروزگرایی، عامل برون گرایی، کمال‌گرایی جامعه مدار و خود مدار، عامل با وجدان بودن و عامل انعطاف پذیری واریانس افسردگی را تبیین می‌کنند.طبق ضرایب بتای استاندارد شده متغیرهای پیش بین موثر بر افسردگی، شامل عامل نوروزگرایی بود که نیرومندترین متغیر در پیش بینی افسردگی محسوب شد و پس از آن به ترتیب کمال‌گرایی جامعه مدار و عامل برون گرایی، عامل وجدان بودن کمال‌گرایی خودمدار و عامل انعطاف پذیری قرار دارد. در این پژوهش ابعاد سه گانه کمال‌گرایی و کمال‌گرایی کل با نوروتیسم رابطه مثبت، وبا برون گرایی و دلپذیری رابطه منفی داشت. بین ابعاد کمال‌گرایی و با وجدان بودن نیز رابطه مثبت ومعنی‌دار وجود داشت.
– خلعتبري و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان «بررسي رابطه بين کمال‌گرایی و احساس تنهايي با كيفيت زندگي دانشجويان پزشكي استان گيلان» نتیجه گرفتند که کمال‌گرایی و احساس تنهايي، تبيين بالايي از كيفيت زندگي به دست داد. بنابراين كيفيت زندگي بالاتر، با احساس تنهايي و کمال‌گرایی پايين، رابطه بيشتري دارد. يعني با افزايش كيفيت زندگي، کمال‌گرایی و احساس تنهايي كاهش مي‌‌ يابد.
-عبدی و همکاران (1389)، در پژوهش تحت عنوان رابطه سبک‌های تنظیم هیجان شناختی و سلامت عمومی‌بر روی 300 نفر از دانشجویان به این نتیجه رسید که بین سبک‌های تنظیم هیجان شناختی با سلامت عمومی‌همبستگی معنی داری وجود دارد. در میان سبکهای تنظیم هیجان شناختی ناسازگار، فاجعه انگاری و سرزنش دیگری، پیش بینی کننده سلامت روان شناختی بودند و در میان سبک‌های تنظیم شناختی سازگار، تمرکز مجدد و ارزیابی مجدد مثبت، پیش بینی کننده سلامت روان شناختی بودند.
-داودی(1389) هدف اين پژوهش مقايسه کمال گرايي، الکسي تايمي‌‌ و سلامت روان در بين بيماران مبتلا به سندرم روده تحريک پذير و افراد سالم مراجعه کننده به مطب‌های گوارش شهر اهواز است که در تابستان و پاييز 1388 اجرا شد. نمونه پژوهش حاضر 144 نفر، شامل 72 بيمار مبتلا به سندرم روده تحريک پذير و 72 فرد سالمي‌‌ بود که به عنوان همراه بيمار در مطب حضور داشتند و با تکميل پرسشنامه در اين تحقيق شرکت کردند. جهت آزمون فرضيه‌ها از روش تحليل واريانس چندمتغيري سطح معني داري P0.05 استفاده شد. يافته‌ها بيانگر اين بود که بيماران سندرم روده تحريک پذير از نظر اين سه ويژگي با افراد سالم تفاوت معني دار دارند، به طوري که افراد بيمار در مقايسه با افراد سالم، کمال گراتر و الکسي تايمي‌‌ کم‌تر بوده و از سلامت روان پايين تري برخوردارند.
-بشارت(1388)، در اين پژوهش رابطه کمال گرايي با سلامت‌رواني در يک نمونه دانشجويي مورد بررسي قرار گرفت. هدف اصلي پژوهش حاضر، تبيين شاخص‌های سلامت‌رواني شامل بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي برحسب کمال گرايي مثبت و منفي بود. يکصد و هشتاد و پنج دانشجو 92) دختر، 85 پسر، 8 نامعلوم) به صورت داوطلب در دسترس در اين پژوهش شرکت کردند. از آزمودني‌ها خواسته شد مقياس کمال گرايي مثبت و منفي و مقياس سلامت‌رواني را تکميل کنند. براي تحليل داده‌های پژوهش از شاخص‌ها و روش‌های آماري شامل فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار، آزمون تحليل واريانس چند متغيره، ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون استفاده شد. نتايج پژوهشي نشان داد که کمال گرايي مثبت با بهزيستي روانشناختي رابطه مثبت و با درماندگي روانشناختي رابطه منفي دارد. نتايج همچنين نشان داد که کمال گرايي منفي با بهزيستي روانشناختي رابطه منفي و با درماندگي روانشناختي مثبت دارد. کمال گرايي مثبت از طريق تقويت زمينه‌های درون رواني مثبت مانند حرمت خود و اعتماد به خود، و ويژگي هايي چون واقع بيني، پذيرش محدوديت‌های شخصي، انعطاف پذيري و احساس رضايت و خرسندي از عملکرد شخصي، سلامت‌رواني را به صورت مثبت تحت تاثير قرار مي‌‌ دهد. کمال گرايي منفي، بعکس از طريق تضعيف حرمت خود و اعتماد به خود، و ويژگي هايي مانند انتظارات غير واقع بينانه، عدم پذيرش محدوديت‌های شخصي و انعطاف ناپذيري و ناخرسندي از عملکرد شخصي، سلامت‌رواني را به صورت منفي تحت تاثير قرار مي‌‌ دهد.
2-4-2- تحقیقات خارجی
کتلین و همکاران (2015) مقیاس کمال‌گرایی چند بعدی را در یک نمونه¬ی بزرگ دانشجویان به کار گرفت و یک تحلیل ضریب تقویتی را برای آزمودن ساختار پیشنهاد شده توسط نویسندگان اصلی اجرا نمود. سپس ارتباط سه بعد کمال‌گرایی با مدل پنج عامل شخصیتی مورد بررسی قرار گرفت. کمال‌گرایی با محوریت خود و کمال‌گرایی اجتماعی هر دو با برون گرایی و پایداری عاطفی کم مشخص می¬شدند. ارتباط مثبت کمال‌گرایی خود محور با وجدان و آزادی تجربه دو بعد کمال‌گرایی را از یکدیگر متمایز می¬ساخت. کمال‌گرایی با محوریت دیگران به خوبی با پنج عامل شخصیتی مشخص نمی¬شد.
پیتر و همکاران (2015)روابط بین دینداری و معنویت و شاخص¬های مختلف سلامتی ذهنی و عملکرد روانی مثبت را در سه نمونه¬ی مجزا از دانشجویان مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها نشان داد که دینداری ذاتی، بلوغ معنوی، و برتری خود پیش بینی کننده¬ی سلامتی ذهنی و عملکرد مثبت، شامل سطوح پایین افسردگی، اضطراب، و سطوح بالایی از عزت نفس کلی، یکپارچگی هویتی، و مفهوم زندگی بودند. این نتایج با مطالعات قبلی سازگاری داشته و ارتباط مثبت دینداری و معنویت با سلامتی ذهنی برتر و عملکرد روانی اجتماعی مثبت در نوجوانان و جوانان را نشان می¬دهند.
یوجین و همکاران (2014) از مقیاس تجدید نظر شده¬ی کمال‌گرایی برای آزمودن 639 دانشجوی چینی استفاده کرد. نتایج حاصل نشان داد که: (1) بیشتر رشته¬های ورزشی و غیر ورزشی در مقیاس شخصیتی کمال‌گرایی هر بعد و میانگین کلی امتیازها در سطح میانی بودند؛ امتیاز دانشجویان تربیت بدنی به صورت معناداری بیشتر از رشته¬های غیر ورزشی بود؛ (2) امتیاز دانشجویان مرد و زن تربیت بدنی با مقیاس کمال‌گرایی بالا کاملا تفاوت داشت، به طوری که امتیاز مردان بیشتر از زنان می¬شد؛ افراد حرفه¬ای و غیر حرفه¬ای ورزشی و دانشجویان از نظر مقیاس کمال‌گرایی تفاوت معناداری با هم داشتند. دانشجویان رده¬های مختلف تربیت بدنی با دارای تفاوت بودند. علاوه بر وجود تفاوت زیاد از نظر ابعاد در دانشجویان سال دوم، امتیاز دانشجویان تربیت بدنی بیشتر از دانشجویان غیر تربیت بدنی بود، و سایر رده¬های دانشجویی تفاوت زیادی از نظر ابعاد نداشتند. بنابراین ورزش نقش مثبتی در ارتقاء شخصیت خواهد داشت.
شمیلا و همکاران (2014)در سال 2014 روابط بین کمال گرایی، ارائه¬ی خود به صورت